حسنعلى خان افشار
187
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
در زمان شاه عباس صفوى جمعى از نمك به حرامان قزلباشيه بر شاه خروج كرده پاى جرأت و جسارت پيش نهادند . شاه عباس فرمود : « شاه سون گلون » يعنى هركه شاه را دوست دارد بيايد . لهذا از هر فرقه آمده و طاغيان شاه را شكست دادند . پادشاه آن جماعت را شاهسون نام نهاد و اكنون در ميان آن طايفه طوايف مختلفه است « 1 » . لاكهارت اين سخن را قبول ندارد و آنها را قومى مهاجر از تركان آسياى ميانه مىداند . با اين وجود برپايهء گزارشهاى موجود قلمرو ايلات شاهسون در روزگار قاجار چنين بوده است : در شمال غربى از قزوين تا صحراى چالدران و كنار ارس متفرقند . غالب چادرنشين و صاحب گله و رمه مىباشند و دوشعبهء عمدهء آنها موسومند به اينانلو و ديرن « 2 » خانم شيل ، 1849 م / 1228 ش . با آنها ديدار مىكند و مىنويسد : شاهسونها ايل ثروتمندى هستند كه از زندگى ايلاتى نسبتا مرفهى برخوردارند « 3 » اين ايل در سراسر روزگار صفويه تا پايان قاجاريه در امور نظامى ايران مطرح است « 4 » و بهطور معمول يك فوج سرباز به دولت مىدهد . در بيشتر متون قاجاريه به سوار و سرباز شاهسون برمىخوريم كه در آنها از شاهسونهاى اردبيل ، افشار و دويرن ياد شده است و در توصيف آنها نوشتهاند : سوارهء مزبور همه لباسشان يكرنگ بود . قباها سفيد و شلوارها سرخ و سلاح حربشان مضبوط و اسبهاشان خوب بود . بسيار خوش وضع و زنده بهنظر مىآيد « 5 » . در روزگار شاه مرد صد سوار از فوج شاهسون همراه اردشير ميرزا به لرستان اعزام
--> ( 1 ) . شيروانى ، زين العابدين ، بستان السياحه ، ص ص 319 - 320 . ( 2 ) . مهندس الممالك ، كليات جغرافيايى ايران ، ص 75 ؛ و نيز نك : شيروانى ، زين العابدين ، بستان السياحه ، ص 320 . ( 3 ) . شيل ، مرى ، خاطرات ليدى شيل ، ص 48 . ( 4 ) . Tapper , R ; " shahsevan in Safavid Persia " , B . S . O . A . S , 1974 , Vol . 37 , PP . 321 - 354 . ( 5 ) . روزنامه وقايع اتفاقيه ، نمرهء 14 ، ص 2 ؛ و نيز نك : همانجا ، نمرهء 15 ، ص ص 1 - 2 ؛ نمرهء 24 ، ص 2 ؛ نمرهء 55 ، ص 2 .